دانلود مقالات

دسترسی سریع

براي صحبت با مدیر سایت
!کليک کنيد
قوانين نويسندگي در سایت ما
!کليک کنيد
کمک مالي و نقدي جهت بهبود سايت
!کليک کنيد
حمایت بنری از سایت
!کليک کنيد
براي پرسيدن سوالات خود با اين شماره تماس بگيريد: (----------------)
تبليغات ...

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامه

1-برنامه ريزي و آماده سازي:  برنامه ريزي سرآغاز مديريت خوب بر کلاس درس است و ازطرفي براي کلاس درس، يکي از گامهاي ضروري براي ارائه موثر مطالب درسي ودستيابي به هدف غايي يعني تقويت يادگيري است.

برنامه ريزي يکي از مهم ترين و سودمند ترين اقدام هاي معلمان براي ساماندهي تدريس و يادگيري است. در واقع، معلم بي برنامه و نا آماده يقيناً بزرگترين لطمه را برفرايند ياد دهي يادگيري خود مي زند و آن را با شکست مواجه مي كند.

بنابراين معلم پيش از گام نهادن در کلاس درس، بايد به وضوح بداند که دقيقا چه ميخواهد بکند، اگر چه ممکن است او عملاً در کلاس درس با حوادث غير مترقبه و چالش هايي رو به رو شود و هرگز نتواند بازخورد هاي شاگردان را كاملاً فرابيني کند.

اما هر چه برنامه ريزي بهتر و آمادگي بيشتري داشته باشد، بهتر مي تواند راهي براي رويارويي با اين حوادث و چالش ها و گذر از بحران بيابد.

الف اهداف و کارکردهاي برنامه ريزي مديريت در کلاس درس را مي توان مهم ترين اهداف و کارکردهاي برنامه ريزي را به اين شرح بر شمرد :

-  روشن بيني در مورد تدريس و يادگيري : برنامه ريزي به معلم امکان مي دهد تا تصميم بگيرد چه نکته هايي را تدريس کند و انتظار چه نوع يادگيري را داشته باشد.

- تصميم گيري درمورد مضمون و ساختار درس : معلم مي تواند درمورد وقت لازم براي هرفعاليت و هر مرحله از تدريس بينديشد. در واقع يکي از مهم ترين مهارتها در مديريت کلاس درس، مديريت زمان يا استفاده بهينه از زمان است.

- کاهش درگيري فکري در زمان تدريس : برنامه ريزي به طرز چشم گيري چالش هاي فکري معلم را در خلال تدريس کاهش مي دهد، در غير اينصورت، معلم در دو عرصه برنامه ريزي و اجراي موثر در خلال تدريس درگير ميشود.

- آماده سازي مواد درسي و کمک آموزشي : معلم از طريق برنامه ريزي، مواد درسي و کمک آموزشي مانند کتاب و نوار و. .. را تهيه مي كند يا از وجود آنها در کلاس درس اطمينان مي يابد. جستجو براي مطلب مورد نظر بر روي نوار، خروج از کلاس براي تهيه نقشه يا تهيه کپي موجب اتلاف وقت ارزشمند کلاس مي شود و معلم  را از نظر شاگردان فردي بي برنامه و غير کارآمد مي نماياند.

- نگهداري سوابق براي کارهاي مشابه وبعدي : معلمي كه درس معيني را در چند کلاس تدريس مي كند با يک برنامه ريزي مي تواند وحدت در رويه ايجاد کند و از ميان مطالب تکراري در يک کلاس معين اجتناب کند، و از نتيجه برنامه ريزي در کلاس هاي متعدد  بهره گيرد.

ب)شيوه هاي برنامه ريزي براي مديريت کلاس برنامه ريزي بر سه نوع است :

1- برنامه ريزي رسمي : شيوه اي  است که معلمان تازه کار براساس آموخته هاي خود در دوره تربيت معلم انجام مي دهند. معلم برنامه مبسوطي  را براي هرجلسه درس تهيه مي كند. برنامه ريزي رسمي شيوه اي آگاهي بخش براي معلمان به خصوص معلمان کم تجربه است، تا آنان بتوانند به چشم اندازي روشن و دقيق از آنچه پيش روست، دست يابند.

2- برنامه ريزي غير رسمي : معلم يادداشت هايي تهيه مي كندکه مبين ترتيب ارائه نکته هاي درسي وفعاليتهاي مربوط به هرکدام است.

3- برنامه ريزي ذهني : معلمان بسيار با تجربه از آن بهره مي گيرند. اين شيوه زماني کارايي دارد که معلم نه فقط  براثر سالها تجربه فولادي آبديده شده، بلکه درس مورد نظر را بارها تدريس کرده و برنامه ريزي رسمي و غير رسمي را پشت سر گذاشته است.

ج) ارکان برنامه ريزي مديريت کلاس

برنامه ريزي مديريت کلاس درس داراي شش رکن است که بايد در برنامه ريزي براي هر جلسه و نيز برنامه جامع کل دوره مد نظر قرار گيرد :

1- يادگيرندگان : آيا آنان از درس لذت خواهند برد ؟ آيا درس براي آنان سودمند خواهد بود؟

2- هدف : يادگيرندگان به چه هدفي نائل خواهند شد ؟

3- نکته درسي : موضوع درس چيست ؟ چه نکته هايي تدريس خواهد شد ؟

4- رويه تدريس و ارزشيابي : از چه فعاليتهايي استفاده خواهيد کرد ؟ ترتيب آنها چگونه خواهد بود؟

5- مواد آموزشي :  از چه درس يا کتاب درسي، نوار تصوير، کارت، ابزار استفاده خوهيد کرد ؟

6- اداره کلاس : چه مقدار وقت به هرفعاليت اختصاص خواهد يافت ؟

د) بايدها و نبايدهاي برنامه ريزي مديريت کلاس درس و آماده سازي

 برخي از مهم ترين بايد ها ونبايدهاي برنامه ريزي برخاسته از سنجيدگي و انعطاف پذيري به اين شرح است:

1- نگذاريد مطالب آموزشي به شما امر ونهي کند.

2- درآماده سازي خود افراط نکنيد.

3- خود را براي شرايط واقعي آماده کنيد.

4- دشواري هاي واقعي را فراموش نکنيد.

5- از ابزارهاي کمک آموزشي فقط در صورتي که سودمند باشند استفاده کنيد (ضياء،1383،44).

در نظام آموزش و پرورش معلم الگو، مربي و راهنماي دانش آموزان و هدايت کننده فرايند تعليم و تربيت ميباشد وبايد به تناسب اين مسئوليت به او اختيارات لازم براي اجراي برنامه هاي آموزشي و پرورشي داده شود و امکان اظهار نظر و مشارکت فعال درتدوين سياستها و برنامه هاي آموزش و پرورش و تهيه کتب درسي و مواد و وسائل آموزشي براي او فراهم شود (ملکي، 1383،35).

 


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:47
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامه

سازمان دهي کلاس به نظم و ترتيب درسي واجتماعي دانش آموزان در کلاس درس اشاره مي كند. معلمان در کلاس ها با دانش آموزاني مواجهند که از لحاظ توانايي ها وميزان پيشرفت با يکديگر مشابه يا كاملاً متفاوت اند.

اهميت و تاثير مديريت کلاس درس بر کارايي معلم تاثير مستقيمي دارد، تا آنجا که براي معلمان مبتدي و تازه کار زمان زيادي به اين امر اختصاص مي يابد. صرف چنين  زماني براي مديريت و سازماندهي کلاس موجب کاهش زمان فعال براي يادگيري دانش آموزان ميشود .

معلمان به منظور آنکه زمان غير آموزشي درکلاس را به کمترين مقدار برسانند، بايد درس را در وقت مقرر شروع و تمام کنند و وقفه هاي بين فعاليتهاي کلاس را به کمترين حد برسانند، قواعد وقوانين معنادار و کارآمدي را تدوين و اجرا کنند و کلاس را چنان نظم بخشند که رفتارهاي مخرب شاگردان راهرچه بيشتر کاهش دهند. يک معلم زماني در مديريت کلاس موفق ميشوند که نه تنها به گونه اي موفقيت آميز در مقابل مشکلات رفتاري دانش آموزان واکنش نشان دهد، بلکه در پيشگيري از بروز مشکلات توانا باشد.

 

2-2-4    ابعاد مديريت کلاس

مديريت کلاس حيطه بسيار گسترده اي دارد که ابعاد يا جنبه هاي مختلفي از فعاليتهاي کلاس را شامل مي شود.

ولفگانگ و گليکمن (1980) در توصيف باورهاي معلمان در خصوص مديريت کلاس جنبه هاي مختلف مديريت کلاس را تفکيک کرده اند:

- محيط روانشناختي؛ شامل باورهاي معلم درباره تعامل دانش آموزان، نيل به موفقيت مدرسه، احترام، رشد مسئووليت پذيري و خود انضباطي وپرورش خلاقيت دانش آموزان مي باشد.

- آموزش؛ شامل باورهاي معلم درباره انتظارات يادگيري، انتخاب موضوعات و مواد براي يادگيري، کنترل رفتارهاي تحت وظيفه و سازمان دهي زمان يادگيري است.

- ارتباطات؛ باورهاي معلم درباره تشويق کلامي، بازخورد دادن به دانش آموزان و هدايت آنها مي باشد.

- ساختارکلاس؛ باورمعلم درباره قوانين کلاس و تعيين تکاليف است (مارتين، 1996).

مارتين و بالدوين (2004) با يک ديدگاه جامع به مفهوم مديريت کلاس و براساس چهارچوب مفهومي ولفگانگ و گليکمن، سه بعد مهم براي رفتار مديريت کلاس معلم فرض کرده اند؛ مديريت افراد، مديريت آموزش، ومديريت رفتار.

 - مديريت آموزش : شامل جنبه هايي چون؛ نظارت محيط کار، ساخت دهي فعاليتهاي روتين روزانه و تخصيص مواد است؛ روشي که اين وظايف، مديريت ميشوند در بوجود آوردن جو عمومي كلاس و سبک مديريت کلاس نقش دارند.

- مديريت افراد؛ اين بعد به اعتقادات معلم درباره دانش آموزان و تلاشهاي معلم براي توسعه روابط با دانش آموزان اطلاق مي گردد، که طبق گزارش محققيني چون؛ گلسر[1]( 1986)، گوردن (1974) و وين استين[2] (1996) کيفيت رفتار معلم شاگرد تاثير فراواني بر موفقيت علمي دانش آموزان دارد.

به بيان وين استين، معلمان خوب زماني را صرف شناختن دانش آموزان و علايق آنها مي كنند و براساس اين شناخت، ارتباط دوستانه در قالب يک دوست، يک بزرگسال مسئول با دانش آموزان برقرار مي كنند.

- مديريت رفتار؛ که ارتباط تنگاتنگي با مديريت افراد دارد بخش مهمي از مديريت کلاس است. اين جنبه شامل استراتژيهاي انضباطي ميشود که به منظور جلوگيري از بدرفتاري دانش آموزان به کار مي رود. فرايندهايي چون؛ تعيين قوانين، تعيين ساختار پاداش و تهيه فرصتهايي براي درون داد دانش آموزان در اين حيطه جاي دارد( مارتين، 2004).

تا اواخر دهه 80 نويسندگان، مديريت رفتار و انضباط را بعنوان کاربرد تکنيکهاي از پيش تعيين شده تنبيه و کنترل معرفي مي كردند، که سبب تحميل رفتار مناسب به دانش آموزان ميشود؛ اما امروزه، ازديد برخي ديگر از نويسندگان همچون آلبرت[3] (1995) و چارلز (1981)، هدف انضباط کمک به دانش آموزان در رسيدن به خود- انضباطي[4] است. طرفداران اين رويکرد باور دارند که با پذيرش تکنيکهاي انضباطي مناسب، دانش  آموزان بر مهارت خود- انضباطي مسلط مي شوند؛ بنابراين رفتارهاي تحت وظيفه افزايش مي يابد.

به عقيده آلبرت طرح انضباط پيش گير، در جايي است که انگيزه دروني و پاداشها بطورقطع بر کسب خود- انضباطي دانش آموزان تاثير مي گذارد. اين ديدگاه اهميت مديريت رفتار را در اثر بخشي استراتژيهاي مديريت کلاس واضح مي سازد)عالي، 1383،21).

 


[1] - Glasser

[2] - Wein stein

[3] - Albert

[4] - Self-Discipline


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:47
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامه

مديريت صرف، براي ايجاد نظم در کلاس بي فايده است و استفاده از فنون مديريت در کلاس آن هم براي آرام نگه داشتن دانش آموزان از نظر اخلاقي درست نيست. پس هدف از مديريت در کلاس چيست ؟

ولفلوک (1995) سه دليل بر ضرورت مديريت ذکر کرده است.

1- زمان بيشتر براي فراگيري : اگر با استفاده از يک زمان سنج، آگهي هاي تجاري که در طول يکي ازفيلمهاي تلويزيوني پخش مي شوند، اندازه بگيريد، متوجه ميشويد که حداقل يک چهارم برنامه ها

 به آگهي هاي تجاري اختصاص داده مي شود. اگر از روشهاي مشابهي نيز در کلاسها استفاده شود از اينکه زمان کمي صرف تدريس مفيد مي شود شگفت زده خواهيد شد. هر روز به علت بي نظمي ها درکلاس، وقفه هاي ايجاده شده دردرس، تکاليف ناقص و تغييرات نامناسب، دقايق مفيد ازدست مي روند؛ هرچند زماني که به طور مفيد صرف کارهاي درسي مي شود، ازيک کلاس به کلاس ديگرمتغير است، با اين حال تقريبا 25% درصد از زمان مفيد دريک سال تحصيلي ضايع ميشود، گاهي اوقات علل اين مساله غير قابل اجتناب است ولي مي توان اين علل را تا حدودي مهار کرد.

بديهي است که دانش آموزان مطالبي را بهتر مي آموزند که فرصت آموختن آنرا داشته باشند. از اين رو يک هدف مهم مديريت درکلاس افزايش تعداد دقايق قابل استفاده براي يادگيري است که بطور معمول زمان اختصاص يافته ناميده مي شود. اما صرف اختصاص دادن زمان بيشتر براي يادگيري، به تنهايي به موفقيت منجر نخواهد شد. بنابراين زمان، هنگامي ارزشمند است که ازآن به طور موثر و کارآمد استفاده شود. روانشناسان شناخت گرا روشي را که دانش آموزان براي پردازش اطلاعات به کار مي برند عامل مهم و اساسي در يادگيري وبه ياد سپاري مطالب مي دانند. اساساً دانش آموزان آن چيزي را ياد مي گيرند که به آن توجه کنند. زماني که دانش آموز توجه کامل بر يادگيري هاي خاص دارد به آن زمان اشتغال يا زمان صرف شده بر روي تکليف مي گويند. از اين رو هدف ديگر مديريت در کلاس، بهبود چگونگي استفاده از زمان است، آن هم به گونه اي که دانش آموزان را به انجام فعاليتهاي يادگيري مفيد و ارزنده تشويق کنيم.

2- نيل به يادگيري : هرفعاليتي در کلاس قوانين خاص خود را درباره مشارکت دارد. گاهي اوقات اين قوانين به وسيله معلمان به طور واضح بيان مي شوند ولي غالباً به صورت تلويحي به آنها اشاره ميشود يا به هيچ عنوان درمورد آنها بحث نمي شود و ممکن است حتي معلم  و دانش آموز از اينکه آنان از قوانين متفاوتي درباره فعاليتهاي گوناگون پيروي مي كنند آگاه نباشند؛ قوانيني که مشخص مي كنند چه کسي و درباره چه چيزي مي تواند صحبت کند و چه موقع، با چه کسي و چه مدت آنان حق دارند صحبت کنند که به آن « ساختاريا قوانين مشارکتي » گفته مي شود. براي مشارکت موفق در يک فعاليت معين، دانش آموزان بايد از قوانين مشارکتي آگاه شوند، البته آگاهي هميشه آسان نيست زيرا همانطور که گفته شد، قوانين مشارکتي به طور معمول بيان نمي شوند و بدون توضيح باقي مي مانند. اين مساله ميتواند تفاوتها و تعارضهايي را به وجود آورد. به نظر مي رسد بعضي از دانش آموزان که به مدرسه مي آيند بهتر از سايرين قادرند در فعاليتهاي کلاسي مشارکت کنند. آنان قوانين مشارکتي را که درخانه و درتعامل يا کنش متقابل با خواهران، برادران، والدين و يا ساير بزرگترها مي آموزند تا اندازه اي با قوانين مشارکت فعاليتهاي درسي تطبيق مي دهند. اما در مورد سايرکودکان اين گونه نيست و کاري که آنان درخانه انجام ميدهند با کاري که مدرسه ازآنان انتظار دارد متفاوت است اما معلمان ازاين اختلاف آگاه نيستند در مقابل، آنان مي دانند که يک کودک به نظرمي رسد که هميشه چيز غلطي را درزمان غلط مي گويد يا تمايلي براي مشارکت ازخود نشان نمي دهد. پژوهشها نشان داده اند، هنگامي كه قوانين مشارکت با تجربيات اين کودکان سازگار شوند ميل به يادگيري آنان افزايش مي يابد.

بنابراين، فرضيه هاي معلمان درباره قوانين مشارکت مي تواند به بروز مشکلاتي منجر شود و اين مساله زماني گيج کننده مي شود که دانش آموزان مجبور باشند از قوانين چند معلم پيروي کنند به عنوان مثال براي آنکه بتوانيد تمام دانش آموزان را درفعاليتهاي کلاسي شرکت بدهيد بايد اطمينان حاصل کنيد از اينکه همه دانش آموزان مي دانند چطور  هر فعاليت خاص شرکت کنند.

وظيفه شما اين است که درمواقع لزوم قوانين مشارکت را با تجربيات خانگي دانش آموزان تطبيق دهيد. بدين ترتيب، کليد هدايت و راهنمايي آنها آگاهي است.

3- مديريت براي خود مديريتي : يکي از اهداف هر سيستم مديريتي بايد اين باشد که به دانش آموزان کمک کنند تا بهتر بر خود مديريت داشته باشند يعني بر کارها واعمال ورفتار خودشان نظارت داشته باشند و مسئوليت اعمالشان رابپذيرند؛ البته ممکن است تشويق به خود مديريتي زمان بيشتري را نياز داشته باشد( رضايي، 1383، 11).


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:46
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامهتهیه طرح درس

یکی از شرایط مسلم موفقیت در تدریس تهیه طرح درس است. پیش بینی استفاده از وسیله آموزشی مانند کتاب، نقشه، نمودار، عکس، فیلم و بسیاری وسیله های دیگر و آماده کردن آنها پیش از ساعت درس، همه از اجزاء ضروری طرح درس می باشد. اگر قرار باشد یادگیری به مفهوم صحیح و موثر انجام پذیرد و هر درس با میل و رغبت کامل اجرا شود لازم می آید که هدف و غرض هر فعالیت برای خود دانش آموز روشن باشد. اهمیت همکاری با دانش آموزان در طرح ریزی همه فعالیتهایی که باید در آموزشگاه عملی شود آشکار می گردد. وقتی طرح برنامه کار و فعالیت با نظر خود دانش آموزان و به راهنمائی دبیر معین شد از هرگونه وسیله و روش مناسب برای حل مسائل و منظور، استفاده کنند.[1]

 

کلاس داری و انضباط

یکی از مهمترین عوامل موفقیت معلم کلاسداری است که به وسیله جریانات مطلوب آموزشی به طور موثر و سریع ایجاد می شود. هدف کلاسداری صرفه جویی وقت و نیرو و جلوگیری از اختلال و ایجاد محیط مناسب برای فعالیت و یادگیری است و برای این کار باید تدابیر مناسب اتخاذ نمود. نوع این تدبیر بستگی به تعداد شاگردان، وسائل و حجم کلاس درس، نوع درس و رشته و شرایط و وضع عمومی آموزشگاه دارد.

رهنمودهائی برای برقراری انضباط در کلاس.

استفاده از تحسین و توجه به دانش آموز برای کاهش رفتارهای ناپسند در کلاس.

شناسایی مشکلات رفتاری خویش و آنان و رفع آنها.

بیان روشن و صریح قوانین و مقررات و بیان انتظارات خود از شاگردان.

تغییر رفتارهای ناپسند و نادیده گرفتن این گونه رفتارها در کلاس.

استفاده نکردن از تنبیه بدنی، معلم می تواند به عنوان تنبیه او را از چیزی که مورد علاقه اوست محروم سازد.

صحبت با دانش آموزان، که این نصیحت و صحبت باید در حد اعتدال و خستگی آور نباشد. زیرا بازده مطلوب نخواهد داشت.[2]

روش تدریس بر اساس علائق و نیازها و پیش آمادگیها، تجربیات دانش آموز باشد و اصل آمادگی، درک و فهم و آموخته های قبلی دانش آموز مورد توجه قرار گیرد.

دانش آموز در جریان کلاس و تدریس باید فعال باشد و معلم به عنوان برنامه ریز و راهنما باشد. اگر معلم نقش تشنه کننده داشته باشد نه سیراب کننده و بتواند دانش آموز را در موقعیت مبهم و سوال برانگیز و عدم تعادل ذهنی قرار دهد باعث جذب کلاس خواهد شد و امکان بی انضباطی به حداقل خواهد رسید.[3]

 

تشویق و تنبیه در كلاس درس و روش برخورد معلم

1- وقتی دانش آموزان كار خوبی انجام می دهند آنها را تشویق كنید.

2- از شیوه نزدیك شدن به دانش آموزان استفاده كنید. (وقتی بخواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح كنید برای صحبت ابتدا به او نزدیك شوید و هرگز از راه دور این كار را نكنید.)

پس از نزدیكی به دانش آموز برای تصحیح رفتار از او سوال كنید «مشكلی نداری، كمك نمی خواهی».

توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.

گفته ی دانش آموز را بشنوید بعد او را در مسیر مورد نظر هدایت كنید.

قوانین و تكالیف كلاس را به دانش آموزان یادآوری كنید.

طبق توافق نسبت به رفتار ناشایست دانش آموز واكنش نشان دهید.

 

 اگر خواستید از شیوه «اخراج از كلاس» استفاده كنید به نكات ذیل توجه داشته باشید:

    * در هنگام اخراج خونسرد و قاطع باشید .

    * بعد از اخراج با او صحبت كرده و زمینه را برای انتخاب رفتارهای بهتر فراهم كنید.

    * در انجام اخراج بسیار با دقت و با احتیاط عمل كنید.

 

 


[1] - کلیات روش تدریس دکتر سلیم نیساری ص 138

[2] - استنباط از کلیات روشها و فنون تدریس امان ا... صفوی ص 378

[3] - مجله تعلیم و تربیت شماره هفتم فروردین 1378  ص 11


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:46
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامه

عده ای تصور می کنند هر کس موضوع درسی را بلد باشد می تواند آنرا تدریس کند، اما به استناد اصول جدید آموزش و پرورش غرض و فایده تدریس تنها این نیست که دانش آموزان محفوظات اطلاعاتی در این باب کسب کند، بلکه در نتیجه کوشش ها و تجربه های مربوط به این درس ها، زندگی دانش آموز هم در زمان حال و هم در آینده شادابتر و نتیجه بخش تر می گردد و هر چه می آموزند، هم در بهبود زندگی وی و هم در پیشرفت وضع اجتماعی موثر واقع می شود.

کار دبیران امروزی نمی تواند به تدریس یک ماده درسی منحصر شود. دبیران باید ضمن وظیفه آموزشی خود به کمک ایجاد امکانات رشد متعادل همه نیروهای جسمی و فکری و عاطفی پسران و دختران را در نظر بگیرند و آماده کردن آنان را برای زندگی مفید و موثر هدف فعالیت خود قرار دهند.

اهمیت کار آموزشگاهها و اثرهای عمیق روش تدریس معلمان در پرورش نیروها و استعدادهای دانش آموزان شرایط ویژه ای برای شایستگی معلمان ایجاب کرده و مجموع این شرایط کار معلمی را یک پیشه محتاج تخصص قلمداد نموده است.

به طور کلی ارزش و شایستگی شخصی که خود را برای شغل دبیری آماده و موجب موفقیت وی می شود نسبت به خصائص ذیل تعیین می شود.

- فلسفه زندگی و شخصیت او.

- آمادگی برای تدریس و اتخاذ روش مناسب.

- سلامتی و بهداشت روحی، فکری و بدنی.

- آمادگی از لحاظ تخصص و کارهای فوق برنامه.[1]

- علاقه مندی به شغل دبیری.

- تسلط در کلاس داری و آشنا بودن به روشهای تدریس، شناخت دانش آموزان، آشنایی به اختلاف استعدادها و علاقه مند بودن به پیشرفت و موفقیت شاگردان و تشویق آنها، داشتن طرح و برنامه، رعایت نظم و انضباط، دقت در کار، وقت شناسی، توضیح درس به قدر کفایت، بیان روشن و خوش آهنگی صدا و ...

- سلامت و آراستگی ظاهر، سادگی و دقت و سلیقه در لباس پوشیدن، توجه به هماهنگی رنگها، رعایت بهداشت و توجه کامل به پاکیزگی.

- خصوصیات مثبت و متعادل اخلاقی مثل گشاده روئی، خوش اخلاقی و با حوصلگی و بردباری، رفتار دوستانه و ...

- خصوصیات مدیریت و رهبری مثل شخصیت، منصف بودن، قضاوت عادلانه، عدم تبعیض و ...

مدیریت و نظارت کلاس درس

اگر مدیریت و کنترل در کلاس با توجه به مفاهیم کلیدی قدرت و حاکمیت در نظر گرفته شود، مفید است. پیتر (peter) این مفاهیم را در محدوده کنترل اجتماعی مورد آزمایش قرار می دهد و بر اهمیت تشخیص بین آنها تاکید می کند. او در مورد قدرت چنین می گوید: (اساسا به راهنمائی دلالت می کند که در آن فردی به دیگران بر طبق خواسته خود با تهدید فیزیکی یا تهدید روانی یا با استفاده از حالتهای ضعیف وحشت، تحریم و پاداش دستور دهد.) از سوی دیگر حاکمیت متضمن رسیدن به یک دستور استاندارد شده یا نظام ارزشی است، اساسا رفتار را در جهت پذیرش افراد اطاعت کننده تنظیم می نماید که در صورت فهمیدن، اجرا می شود و در ارتباط است با آنچه که در درون شکل قانونی اجرا شده زندگی شناخته می گردد.

از نظر واد (wadd) قدرت دارای چهار جزء است:

1- رهبریت: توانائی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مردم با خصوصیت شخصی خود.

2- تسلط: توانائی به دست گرفتن و کنترل یک موقعیت.

3- قدرت ذهنی: دانش و تسلط بر موضوع.

4- منابع قدرتی: توانائی فردی که تمام زمینه های کار را در کلاس تنظیم می نماید.

او طریقی را که در آن این اجزاء متشکله می توانند تعیین کننده اصلی محدوده کارآیی معلم باشد، بحث می کند. اثر هر یک ممکن است با توجه به موقعیت آموزشی خاص متغیر باشد. بدین طریق منابع قدرتی ممکن است به طور بارزتری به قدرت شخصی معلم در یک آموزش باز و در یک مدرسه با برنامه ریزی نسبت داده شود، در حالی که معلمی که در مدرسه خارج از محدوده و به سختی کار می کند می تواند بر تسلط متکی باشد که دلالت بر مفاهیم مشخصی از تهدیدهای فیزیکی یا رواین دارد. حاکمیت معلم در کلاس نه تنها از نقش سنتی او به عنوان معلم ناشی می شود بلکه از سیستم قوانین اجرائی مدرسه نیز در سطح و در کلاس به طور خاص ناشی می گردد. بنابراین کنترل معلم بر رفتار شاگرد با استفاده از یک ترکیب ملایم قدرت شخصی که از خصوصیات و مهارتهای معلم الهام می گیرد و حاکمیتی که از موقعیت اجتماعی فرد به عنوان معلم و نظام قوانین وضع شده و در حال اجرا در مدرسه و کلاس ناشی خواهد شد.

 

جلسات اولیه کلاس

اولین دیدار بین معلم و شاگردان در کلاس خیلی مهم است. راک و یانگ در تحقیقی که در مورد (اولین لحظات برخورد مابین معلم و دانش آموز) انجام شده، اشاره می کنند: موفقیت و یا شکست در طول سال ممکن است به تاثیری که در خصوصیات و نگرش، قوانین و ارتباط که در طی دو یا سه هفته اول در شروع سال تحصیلی وضع شده بستگی داشته است.

معلمین با تجربه یک عقیده روشن داشتند. اکثریت به دنبال وضع یک حضور جدی و ثابت بودند و آنها افکار خود را در مورد دانش آموزان با توجه به تجربیات خود تنظیم کرده بودند، نه با توجه به سوابق ثبت شده از آنان، تسلط شروع و جدیت بیش از اندازه همراه با قیافه گرفتن در آنها ظاهر می شد و از علائم غیر گفتاری (حرکات چشم، ژست گرفتن و ...) استفاده می کردند تا آنچه را که سعی داشتند به انجام رسانند، تقویت نمایند. آنها مجموعه ای از قوانین وضع شده را از همان ابتدا تنظیم نموده که در بعضی خصوصیات اخلاقی قابل توجهی وجود داشت.

مواردی که در جلسات شروع به طور موثری در تدریس موفق آمیزتر دخالت دارند:

1- شناخت کلاس قبل از ورود.

2- پیش بینی قبلی، شامل فکر کردن در مواردی چون محتوا، زمان بندی و روشهایی که قبل از درس باید انجام دهد.

3- مقدمات و آراستگی ظاهر برای شاگردان خیلی مهم است که معلم جدید کیست و چگونه به نظر می رسد. در این رابطه نوشتن نام بر روی تخته سیاه در اولین جلسه می تواند مفید باشد و از لحاظ ظاهری مهم است که معلم اثر مطلوبی بر دانش آموزان داشته باشد.

4- اولین جلسه، محتوا و شروع آن معلم باید برای معرفی درس دقت زیادی کند تا بتواند حداکثر کارایی را در عمل انجام دهد و ایجاد علاقه و انگیزه از مفاهیم کلیدی هستند که او باید مدنظر داشته باشد.

5- منش، بازتاب و حالت در آغاز حالت دوستانه و ثابت برقرار کند و درجه ای از حاکمیت را عمل کند. از اینکه خیلی نرم و ضعیف باشد، اجتناب ورزد. معلم باید با آرامش و بدون تنش زیاد باشد و همزمان ضروری است که معلم این پیام را برساند که در راس می باشد و با سایر خصوصیات مثل صبور بودن، کنترل برخورد و ... یک تصویر مطمئن از خود انعکاس دهد.

6- معلم باید تعدادی از قوانین را در اولین جلسه دیدار با کلاس وضع نماید.

7- روابط معلم می تواند با کلاس به طور جمعی یا انفرادی از همان جلسات اولیه روابط مثبتی برقرار سازد. راک و یانگ راههای گوناگونی ارائه می دهند: مثل استفاده از جایزه و تشویق، توجه کردن به هر یک از دانش آموزان به طور انفرادی، معذرت خواهی در موقع اشتباه، کار کردن در کنار دانش آموزان و ارائه توصیه های مثبت جهت کمک به آنها، یادگیری و به کار بردن هر چه سریعتر نام دانش آموزان، تجلی خلق و خوی خوش.[2]


[1] - شاهراه تدریس علاءالدین بازار گادی ص 21.

[2] - راهنمای عملی تدریس مترجم فاطمه شاکری ص 163


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:45
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

اندازه گيري[1] جز لاينفك و به تعبير برخي نقطه ي آغاز فرايند علمي، مديريت بهره وري است اگر بخواهيم بهره وري را در فرهنگ سازماني جلوه گر سازيم شرط اساسي آن وجود ابزاري براي كنترل و نظارت بر پيشرفت فراهم آوردن، بازخورد و تعيين هدفهاي قابل اندازه گيري و ارزيابي و عملكرد مديريت است، به عبارتي ديگر اندازه گيري بهره وري فراهم آوردن اطلاعتي است كه امكان ارزيابي و قضاوت را پيرامون چگونگي حركت به سوي هدف (وضع موعود) را از نقطه عزيمت و شرايط قبلي (وضع موجود) ايجاد مي كند.

اندازه گيري بهره وري سازمان را در امر ايجاد ارتباط صحيح بين بهره وري با ساير هدفهاي استراتژيك سازمان ياري دهد. براي مثال بهبود بهره وري ممكن است ابزار اوليه دستيابي به افزايش مهم يك باشگاه ورزشي در بازار بورس باشد. وجود يك سيستم مطمئن اندازه گيري بهره وري باشگاه را قادر مي سازد تا از طريق ايجاد سطوح مورد نظر در بهبود بهره وري كه با دستيابي به يك هدف استراتژيك مشخص مرتبط است. به طرحهاي اندازه گيري بهره وري جداي از منافع استراتژيك آن كاركردهاي تقويت كننده سودمند ديگري را نيز براي سازمان در بردارد. برخي از كاركردهاي مفيد آن عبارتند از:

-        آگاه سازي

-        ارزيابي مشكلات (شناسائي فرصتها و مقابله با تهديدات)

-        ايجاد مكانيزمي براي ارائه باز خورد.

-        ايجاد اطلاعات براي انواع تصميم گيريهاي مديريتي

اندازه گيري بهره وري در واقع عبارت است از تهيه و توسعه اطلاعات مورد اطمينان كه به بهبود روند بهره برداري از امكانات و به تبع آن بهبود روند رشد توليد كالا و خدمات در سطوح مختلف كمك مي نمايد. (26)


[1] - Measurment

 
دانلود مقاله و پایان نامه

برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:26
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

جدول ذيل، مزايا و محدوديتهاي چهار شاخص اصلي بهره وري را به طور خلاصه بيان كرده است. از نظر تاريخي تقريبا حدود يك قرن مي شود كه در كشورهاي پيشرفته صنعتي اطلاعات مربوط به بهره وري نيروي كار را جمع آوري و نگهداري و تجزيه و تحليل مي كنند.

اما در دنياي پرشتاب امروز با جهاني شدن، تاكيد بر بهره وري نيروي كار به اهميت دهه هاي قبل نيست. بلكه بهره وري كل و بهره وري جامع كل نقش مهم و اصلي در تحليل بهره وري سازمان ها دارد. لذا در تحليل عملكرد هر سازمان بايد از انواع شاخص هاي بهره وري استفاده كرد و صرفا به يك يا چند شاخص اكتفا نكرد. (25).

مزايا و محدوديتهاي استفاده از انواع شاخص اصلي بهره وري در شركتها

مزايا

محدوديتها

شاخص هاي بهره وري جزئي

1-   به سادگي قابل فهم و درك مي باشند.

2-   اطلاعات مربوط به آن به سهولت قابل دسترسي است.

3-   شاخص ها به سادگي قابل محاسبه مي باشند.

4-   به علت سه مزاياي بالا به سادگي به سادگي مي توان مديريت را در استفاده از آنها قانع ساخت.

5-   برخي داده هاي مربوط به شاخص هاي بهره وري جزئي (مثلا مقدار محصول به ازا، هر نفر ساعت) در سطح صنعت موجود در دسترس است.

6-   ابزارهاي خوبي براي تشخيص نقاظ ضعف در حوزه هاي مورد نظر براي بهبود بهره وري است اگر همراه با شاخص هاي بهره وري كل استفاده شوند.

1-اگر به تنهايي استفاده شدند مي توانند بسيار گمراه كننده باشند. و منجر به اشتباهات پر هزينه گردند.

1-   قادر نيستند افزايش هزينه ها را در كل توضيح دهند.

3-ممكن است مديريت را براي بهبود به اشتباه بياندازند.

4-كنترل سود از طريق شاخص هاي بهره وري جزئي مي تواند روشي ضربه زننده و گمراه كننده باشد.

 

=

 
شاخص بهره وري كلي عوامل توليد

 

1-   دسترسي به اطلاعات مربوط به محاسبه اين قبيل شاخصها در سازمان ها نسبتا ساده است.

2-   معمولا به سازمان از ديدگاه اقتصاددانان نگاه مي كند.

1-مستقيما نمي تواند تاثير مواد اوليه ونهاده انرژي را اندازه گيري كند.

2-روش ارزش افزوده از جايگاه يك شركت زياد مناسب نيست.

3-وقتي هزينه مواد قسمت اعظمي از هزينه هاي كل توليد را تشكيل مي دهد اين شاخص ها مناسب نيستند.

4-فقط نهاده هاي سرمايه و نيروي كار را در محاسبه شاخص ها در نظر مي گيرد.

5-به دست آوردن داده هاي لازم براي هدفهاي مقايسه اي نسبتا دشوار است.

شاخص بهره وري كلي

1-   همه محصولات و نهاده هايي را كه قابل كمي شدن مي باشند در نظر مي گيرد. بنابراين تصوير واقعي تراز اقتصادشركت را نشان مي دهد.

2-   كنترل و نظارت بر سود از طريق  استفاده از شاخص هاي بهره وري كل منفعت قابل توجهي براي مديرتي ارشد سازمان دارد.

3-   اگر همراه با شاخص هاي جزئي استفاده شوند مي توانند توجه ونگرش مديريت را به روش موثري هدايت كنند.

4-   تجزيه و تحليل حساسيت ساده تر انجام مي شود.

5- به سهولت مي توانند به هزينه كل مرتبط شوند.

1-   به دست آوردن داده هاي لازم براي محاسبه آنها نسبتا دشوار است مگر اين كه سيستم هاي جمع آوري اطلاعات براي اين مقصود طراحي شوند.

2-   به مانند شاخص هاي بهره وري جزئي بهره وري كل عوامل توليد عوامل غير قابل لمس محصول و نهاده ها را به طور مستقيم در نظر نمي گيرد.

شاخص بهره وري جامع كل

1-   همه عوامل قابل لمس و غير قابل لمس را در نظر مي گيرد.

2-   كليه عوامل به ويژه آنهايي كه غير قابل لمس مي باشند را با توجه به قابل استفاده بودن آنها در نظر ميگيرد.

3-   اين شاخص روش كمي به وجود مي آورد تا به توان همه چيز از كيفيت توليد تا زمانبندي فرايند تا رضايت مشتري و دهها شاخص مهم عملكرد را تا سودآوري سازمان به هم متصل سازد.

4-   مديريت در هر سطحي كمك مي كند تا تاثيرات گوناگون را بر روي كيفيت هزينه و زمان و نظاير آن در نظر گيرد.

5-   در واقع اين شاخص جامع ترين شاخص بهره وري مي باشد.

6-   تصميم گيرندگان به سادگي مي توانند تاثير تكنولوژي را بر بهره وري كل و سودآوري مطالعه مي كنند.

7-   اين شاخص براي نخستين بار امكان ارتباط استراتژي تكنولوژي به استراتژي بنگاه را امكان پذير مي سازد.

1-   با وجو منافعي كه اين شاخص نسبت به محدوديتهايش دارد استفاده ازآن نياز به شاخص هاي بيشتري براي استفاده در مدل اندازه گيري مربوط به آن دارد.

2-   استفاده از اين شاخص نياز به توافق ميان اكثريت سطوح مديران در محاسبه «وزن ها» و «اولويت»ها در مدل دارد.

 

 

 
دانلود مقاله و پایان نامه

برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:19
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

سطوح بهره وري

بهره وري داراي سطوح مختلف است. فراگيري بهره وري از سطح فردي تا سطح جهاني مطرح شده است كه به شرح هر يك خواهيم پرداخت.

الف ـ بهره وري فردي

منظور از بهره وري فردي استفاده بهينه از مجموعه استعدادها و توانائيهاي بالقوه فرد در مسير پيشرفت زندگي خود مي باشد.از ديد منافع سازماني ارتقا بهره وري در افراد، بهبود بهره وري سازمان را به دنبال خواهد داشت. آموزش، يادگيري و رشد نيروي انساني در سازمان و مشاركت افراد در اداره سازمان علاوه بر بهبود بهره وري فرد، موجب افزايش بهره وري در سازمان خواهد شد.

ب ـ بهره وري در خانه

ارتقاء بهره وري درخانه موجب پائين آمدن ضايعات، از بين رفتن اسراف و كيفيت زندگي بهتر در استفاده از مواهب زندگي مي شود.

پ ـ بهره وري در سازمان

بهبود بهره وري در سازمان نتيجه استفاده بهينه و موثر و كارآمد از منابع، تقليل ضايعات، كاهش قيمت تمام شده، بهبود كيفيت، ارتقا رضايت مشتريان، دلپذيري در محيط كار و افزايش انگيزه و علاقه كاركنان به كار بهتر بوده كه نهايتاً موجب رشد و توسعه سازمان را به دنبال خواهد داشت. به اين گونه سازمانها، اصطلاحاً سازمانهاي يادگيرنده[1] مي گويند.

ت- بهره وري در سطح ملي

افزايش بهره وري تنها راه توسعه اقتصادي كشورها مي باشد كه موجب ارتقاء سطح رفاه زندگي يك ملت مي گردد. تحولات معجزه آساي رشد و توسعه اقتصادي در كوتاه مدت در برخي از كشورها منجمله ژاپن، آلمان، چين و تعدادي از كشورهاي شرق آسيا نتيجه افزايش بهره وري و استفاده بهينه كارا و اثر بخش آنها از منابع فيزيكي و انساني كشورهايشان بوده است.

ث- بهره وري سبز

تا چند دهه قبل، محيط طبيعي به عنوان متغيري مهم در سيستم هاي توليدي مطرح نبود اما به تدريج آسيب هاي محيطي، دستاورهاي تمدن بشري را دچار مخاطره ساخت. ضايعات و پسابهاي توليدي موجب آلودگي محيط زيست را به دنبال داشته است. آثار مخرب بجا مانده از استفاده هاي بي رويه از اكوسيستمها و آسيب به منابع طبيعي به ويژه منابع تجديد ناپذير موجب بروز نگرانيهاي زياد شد و انسان را بر آن داشته است تا راهي براي پيشگيري از اين پيامدهاي ناگوار بيابد. بحث الگوي توسعه پايدار به طور جدي از اواخر دهه 1980 مطرح گرديد. مركز فعاليت هاي «برنامه هاي صنعت و محيط زيست سازمان ملل» در سال 1989 از عبارت توليد پاكيزه تر براي نشان دادن برداشت كلي و فراگير در توليد و محيط زيست استفاده كرد.

بهره وري سبز نتيجه برنامه «توليد پاكيزه تر» در دستور كار بخش هاي توليدي قرار گرفته است. بهره وري سبز به عنوان يك هدف داراي آثار گوناگون در توسعه پايدار است. به طوري كه مفاهيم محيط زيست را با احيا و حفظ منابع طبيعي در امور فني، اقتصادي و استراتژيك بهره وري، پيوند مي دهد.

تلفيق بهره وري با حفظ محيط زيست منجر به مفهوم فراگير بودن بهره وري سبز مي گردد. (25).

 

[1] - Leaing Organization

 


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:16
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

قوام يكي از صفات بندگان با ايمان خداست چه زن باشد و چه مرد، در آيه ي مباركه «الرجال قوامون علي النساء» مي توان گفت كه منظور قواميت مرد در آن جام امور خانواده، پرداخت نفقه و اهتمام او در رفع نيازهاي زن است.

كلمه قوام در بردارنده دو موضوع مي باشد:

1- مرد بايد تكفل امور معيشتي خانواده را عهده دار باشد.

2- مرد بايد از زن حمايت و نگه داري كند.

جمع زيادي از انديشمندان و نويسندگان حتي كمترين اشاره اي به برتري و اشراف مرد نداشته اند، بلكه آن را مردود دانسته اند، تا جايكه قوام بودن مرد را به نوعي تكليف و مسئوليت تبيين كرده و تسلط، رهبري و رياست او را در راستاي آن توجيه نموده اند. از آن جمله آيت اله جواد آملي است كه مي فرمايد: « قوام بودن نشانه كمال و تقرّب به خدا نيست، همانگونه كه در وزارتخانه ها، مجامع،... افرادي هستند كه مدير و رئيس و سرپرست اند، ولي اين فخر معنوي محسوب نمي شود... قوّام بودن مربوط به كارهاي مديريت و اجرائي است... چون مسایل اجتماعي و اقتصادي، و كوشش براي تحصيل مال و تأمين نيازمندي هاي منزل و اداره ي زندگي را مرد بهتر به عهده مي گيرد و مسئول تأمين هزينه است ؛ سرپرستي داخل منزل هم با اوست، ولي چنين نيست كه از اين سرپرستي بخواهد مزيتي هم بدست آورد، بلكه يك كار اجرائي و يك وظيفه است نه يك فضيلت.

سرپرستي مرد نسبت به زن به اين معنا نيست كه اراده ي زن و تصرفاتش در آنچه مالك آن است، نافذ نباشد و نيز به اين معنا نيست كه زن در حفظ حقوق فردي و اجتماعي خود و دفاع از آن و رسيدن به آن با مقدماتي كه دارد، مستقل نباشد. بلكه معناي آن اين است كه بايد زنان در هر چه مربوط به كامجويي جنسي و بهره مندي زناشويي است مطيع شوهران خود باشند و در غياب آنها به ايشان خيانت نكنند و حريم عفاف خويش را پاس دارند و نسبت به اموال و هر چه در زندگي زناشويي در اختيار آنهاست امين و درستكار باشند و سوء استفاده اي از آنها نكنند.

بنابراین عبارت « الرجال قوامون علي النساء ». به اين معني نيست كه زن اسير مرد است و مرد قوام، قيوم و مدير و مي تواند به دلخواه خود عمل كند، هرگاه بخواهد به منزل برود و هرگاه نخواهد، منزل نرود. بلكه قرآن هم به زنها مي گويد: شما به اين مديريت و سرپرستي داخلي احترام بگذاريد و هم به مرد مي گويد: تو موظفي و اين وظيفه توست  نه مزيت تو، و به اين وظيفه عمل كن. قرآن به زن در مقابل شوهر دستور تمكين مي دهد و به مرد در مقابل زن دستور سرپرستي مي دهد، تنها بيان وظيفه است و هيچ يك نه معيار فضيلت است و نه موجب نقص، همانگونه كه اگر به مدير يك مؤسسه بگويند تو تلاش و كوشش كن تا نظام مؤسسه را تثبيت كني، اين به ان معنا نيست كه اين نظام در اختيار توست، رفتي يا نرفتي، مختار هستي، بلكه منظور اين است كه: وظيفه ات اين است كه بروي و مؤسسه را نظم دهي.

در مجموع ديدگاه اخير كه رياست و قوام بودن مرد را به مسئوليت و تكليف و حمايت برگردانيده و نه حكومت و سلطه و ولايت، پسنديده به نظر مي رسد.  از اين رو، جمعي حتي به جاي واژه «رياست شوهر» عنوان «سرپرستي» يا «مديريت» را بكار برده يا پيشنهاد كرده اند، چه اينكه واژه سرپرست و به ويژه مدير بيشتر حكايت از بعد تكليفي اين موقعيت مرد دارد، بر خلاف لفظ رياست كه جنبه برتري و امتياز را بيشتر مي رساند.

بدين ترتيب رياست شوهر، با برتري جويي، سلطه طلبي و مرد سالاري ناسازگار است و مرد نمي تواند به استناد آن خود را فرمانروا و سرور خانه و زن را فرمانبر و خدمتكار خود قلمداد كند. رياست شوهر هيچ گاه مايه كمال و فضيلت مرد و دستاويز احجاف بر زن وكاستي ارزش و كرامت انساني اونيست، بلكه به واقع تأسيسي در جهت حمايت و حراست از خانواده و حفظ و رعايت مصالح زن و ساير اعضاي خانواده مي باشد.

دكتر ناصر كاتوزيان در اين باره مي گويد: شوهر مي تواند براي حفظ مصالح خانواده، معاشرت هاي زن و رفت و آمدهاي او را بازرسي كند و او را از رفتاري كه سلامت خانواده را تهديد مي كند، باز دارد. ولي حق ندارد به دلخواه خود و بدون اين كه دليل موجّهي داشته باشد، زن را از معاشرت با خويشان نزديك خود يا آن جام فرايض مذهبي يا تكاليف اجتماعي باز دارد. زيرا، همان گونه كه گفته شد رياست مرد بايد به منظور مصالح خانواده اعمال شود، نه تأمين حكومت خودسرانه او بر زن.

ماده 1117 قانون مدني: « شوهر مي تواند زن خود را از حرفه يا صنعتي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيات خود يا زن باشد، منع كند ».

محتواي ماده 1117 قانون مدني تا حدودي با نظر مشهور فقها موافق است و در برخي موارد منطبق نيست. به نظر آنان اصولاً خروج زن از خانه به هر منظور كه باشد بايستي با موافقت شوهر آن جام پذيرد. بنابراين چنانچه زن در هنگام ازدواج شاغل نبوده و با شرط اشتغال ازدواج  آن جام نگرفته باشد، شوهر مي تواند مطلقاً زن را از اشتغال به هرگونه حرفه در بيرون خانه  منع كند. البته اشتغال به حرفه هايي كه منافي با استمتاعات زوج باشد... منظور از « مي تواند منع كند » يعني حق دارد از دادگاه طي دادخواستي منع او را بخواهد و در نتيجه، دادگاه زن را ملزم به ترك شغل و حرفه نمايد.

بدين سان، ماده 1117 همنوا با ماده 1105 قانون مدني موجب شده است كه نويسندگان حقوق ايران اشتغال زن را در قلمرو رياست مرد بر خانواده مطرح كنند و انتخاب كار و شغل او را از اختيارات و توابع رياست شوهر برشمارند. به عنوان نمونه دكتر حسن امامي در اين باره گفته است: «زن مي تواند به هركاري اشتغال ورزد كه منافي با وظايف او كه در اثر زناشويي ملتزم به آن گرديده است، نباشد. مگر آن كه شوهر از نظر رياست خانواده كه به دستور ماده 1105 قانون مدني عهده دار است، آن را منافي با مصالح خانوادگي و حيثيت زن يا خود، تشخيص دهد كه در اين صورت مي تواند زن را منع نمايد».

بنابراين چنانچه مرد مدعي باشد شغل زن وي منافي مصالح خانوادگي است، مي تواند طي درخواستي از دادگاه مدني خاص بخواهد تا زن را محكوم نمايد تا رابطه ي شغلي وي با محل كار قطع گردد.

به موجب اين ماده كه هم اكنون نيز داراي اعتبار قانوني است زن هم چنين حقي را داراست، البته به شرطي كه اختلالي در امر معيشت خانواده ايجاد نگردد.

همچنين آمده است« رضايت شوهرنيز از اختيارات قانوني او نمي كاهد، زيرا منع زن تنها حق مرد نيست كه بتوان ادعا كرد با اعلام رضايت ساقط شده است. بقاي اين اختيار در زمره ي مسایل مربوط به نظم عمومي است و اعمال آن در شمار تكاليف ومسئوليت هاي شوهر در اداره ي خانواده است.»

 

 
 
دانلود مقاله و پایان نامه

برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:08
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

اصل دهم قانون اساسي ايران مقرر مي دارد:«از آن جا كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است، همه قوانين و مقررات و برنامه ريزي هاي مربوط بايد در جهت آسان تر كردن تشكيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد».

زناني كه داراي مسئوليت خانوادگي مي باشند و همزمان در بيرون از خانه نيز كار مي كنند، با مشكل سازش دادن مسئوليت هاي دو گانه مربوط به خانه و محل كار مواجه مي باشند. اين مشكل اساسي ناشي از آن است كه بخشي از سن فعاليت و كار زنان با سن باروري و تولد وتربيت فرزندان همزمان است.اين امر سبب مي شود كه زنان يا مجبور شوند براي رسيدگي به زندگي خانوادگي و تربيت فرزندان خود دست از كار بكشند و احتمالاً براي هميشه كار خود را از دست بدهند و يا در صورت اشتغال با مشكلات فراواني از جهت نگهداري و پرورش كودكان خود مواجه گردند. بنابراين بايد سياستي دنبال شود كه بر پايه آن زناني كه در خارج از خانه كار مي كنند ودر عين حال مسئوليت هاي خانواده را بردوش دارند بتوانند حقوق وتكاليف  خانوادگي خود را به خوبي اجرا نمايند بدون اينكه مورد تبعيض قرار گيرند. براين اساس، سياست هاي اشتغال زنان در جمهوري اسلامي ايران (مصوب20/5/71 شوراي عالي انقلاب فرهنگي) ضمن توجه به تسهيلات خدماتي لازم براي هماهنگي تعهدات خانوادگي وتعهدات شغلي، چنين مقرر مي دارد: «زن مسلمان ايراني امروز از يك سو با ايمان كامل به وظيفه اش به عنوان  محور اصلي در خانواده وبه لحاظ نقش عظيمي كه در تربيت وپرورش انسان هاي متعالي به عهده دارد، شايسته زيباترين ستايش ها است و از ديگر سو به بركت تسهيلات و امكانات و شرايط مناسب اجتماعي زن ايراني در صحنه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي به فعاليت اشتغال دارد و با ايثار و تحمل مشكلات در رشد فرهنگي جامعه ، افزايش توليدات اقتصادي و نقشي موثر و ارزشمند ايفا مي كند و چنانچه اتخاذ سياست هاي فرهنگي مناسب و حمايت هاي لازم قانوني از اين مشاركت ايثارگرانه صورت پذيرد قادر خواهد بود با ايفاي كامل نقش مادري  و آن جام وظيفه صيانت از خانواده سلامت معنوي و آينده روشن جامعه را تضمين كند ودر كنار آن در رفع نيازهاي خود وجامعه اش بيش از پيش موثر واقع شود»

… ماده 3- همكاري و تعاون اعضاي خانواده با يكديگر براي اداره مطلوب امور خانه به منظور ايفاي هر چه بهتر مسئوليت هاي اجتماعي ضروري است.

ماده 4- شرايط و محيط كار اجتماعي بانوان بايد به گونه اي مهيا شود كه زمينه رشد معنوي، علمي و حرفه اي آنان فراهم شود و به ديانت، شخصيت، منزلت و سلامتي فكري و روحي و جسمي آنان لطمه اي وارد نيايد.

ماده5-  با توجه به نقش زنان در پيشرفت اجتماعي و توسعه اقتصادي به عنوان نيمي از جمعيت، بايد تسهيلات لازم براي اشتغال آنان از سوي دستگاه هاي اجرايي فراهم آيد و برنامه ريزي هاي مناسب حسب اولويت صورت گيرد.

ماده 7- با توجه به اينكه نيروهاي متخصص و تحصيلكرده در هر جامعه اي ارزشمندترين سرمايه هاي آن به شمار مي آيد و براي آموزش و تربيت علمي آنان سرمايه گذاري هنگفت صورت گرفته است بايد: تسهيلات لازم  براي استفاده از توانايي هاي زنان كارشناس، متخصص و تحصيلكرده فراهم آيد،به گونه اي كه اهتمام آنها به ايفاي نقش خود در خانواده و شرايط زندگي، منجر به كناره گيري از فعاليت اجتماعي نشود.

ماده 10- مقررات و تسهيلات لازم، به مناسبت « شغل مادرانه» در نظر گرفته شود، از قبيل استفاده از مرخصي با حقوق، تقليل ساعت كار، مزاياي بازنشستگي با سنوات كمتر خدمت ،امنيت شغلي، برخورداري از تامين اجتماعي در مواقع بيكاري، بيماري، پيري يا ناتواني از كار.

ماده11- امكانات آموزش هاي فني وحرفه اي و فرصت هاي شغلي مناسب، با اولويت دادن به قشر محروم بانوان نان آور خانواده خود.

ماده  12- فرصت هاي شغلي مناسب براي مادران خانه دار در محيط خانه ودر كنار فرزندان، بدون محدوديت وقت و با منظور كردن مزد در قبال كار و تسهيلات تعاوني، ايجاد شود.

از جمله تسهيلات لازم براي هماهنگي تعهدات شغلي با تعهدات خانوادگي، ايجاد شبكه تسهيلات مراقبت از كودكان مي باشد.

درزمينه تاسيس مركز نگهداري از فرزندان شيرخوار كارگران، ماده 19 قانون كار مصوب 1337 مقرر مي داشت: «كارفرما مكلف است به مادران شيرده پس از هرسه ساعت كار،نيم ساعت فرجه شيردادن به طفل خود بدهد… درصورتي كه تعداد اين قبيل اطفال در يك كارگاه از ده نفر تجاوز كند كارفرما مكلف است محلي را براي نگهداري اطفال تخصيص دهد.»

درقانون جديد كار در هر دو زمينه تغييراتي به وجود آمد، اولاً، در ماده 78 قانون كار مصوب 1369 براي الزام كارفرما به تأسيس مركزنگهداري ازكودكان، ضابطه تعداد اطفال يا تعداد كارگران زن وجود ندارد، بلكه به طور عام و كلي، كارفرما مكلف است متناسب با تعداد كودكان و با در نظر گرفتن گروه سني آنها مراكز مربوط به نگهداري كودكان( از قبيل شيرخوارگاه ،مهد كودك و…) را ايجاد نمايد. ثانياً، در قانون مذكور به منظور الزام كارفرما، ضمانت اجراي مناسبي پيش بيني شده است.به موجب ماده 173، كارفرماي متخلف،علاوه بر رفع تخلف در مهلتي كه دادگاه با كسب نظر نماينده وزارت كار و امور اجتماعي تعيين خواهد كرد، با توجه به تعداد كارگران و حجم كارگاه، به پرداخت جريمه نقدي محكوم خواهد شد. بنابراين الزام كارفرمايان به تأمين هزينه هاي مركز نگهداري كودكان باعث مي شود كه آنها از استخدام زنان مخصوصاً مادران داراي فرزند خردسال خودداري كنند. به علاوه اين احتمال وجود دارد كه منابع مالي آنها براي تأمين هزينه هاي ياد شده، كافي نباشد و در نتيجه اشخاص ذينفع نتوانند از اينگونه خدمات استفاده كنند.

البته در بخش عمومي طبق قانون، دولت مكلف به تأسيس مراكز نگهداري كودكان در نزديكي محل اشتغال زنان مي باشد. به موجب ماده 4 قانون ترويج تغذيه با شير مادر و حمايت از مادران و در دوران شيردهي مصوب 22/12/1374 « دستگاههاي دولتي و وابسته به دولت ازجمله سازمان هايي كه شمول قانون برآنها مستلزم ذكر نام است و ديگر دستگاههايي كه به لحاظ مقررات خاص استخدامي مشمول قانون كارنيستند موظف به ايجاد تسهيلات مناسب براي تغذيه شيرخوارگان با شير مادر در جوار محل كار كاركنان زن مي باشند.»

در تبيين و تشريح اين ماده ، تبصره يك ماده 6 آيين نامه قانون ترويج تغذيه با شير مادر وحمايت از مادران در دوران شيردهي مصوب21/9/1375 مقرر مي دارد: «وزارتخانه ها،موسسات وشركت هاي دولتي و موسساتي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است موظفند متناسب با تعداد مادراني كه فرزند خود را شير مي دهند،نسبت به ايجاد محل مناسب اقدام كنند.» همچنين طبق تبصره 2 اين آيين نامه «ضوابط مربوط به ايجاد شيرخوارگاه و مهد كودك در كارگاه هاي مشمول قانون كار، براساس ماده 78 قانون كار و آيين نامه اجراي شيرخوارگاهها و مهدكودكها است».

بدين ترتيب مراكز نگهداري كودكان از لحاظ رعايت نكات ايمني، بهداشتي، آموزشي و غيره بايد مطابق استانداردهاي قانوني باشند.

 
دانلود مقاله و پایان نامه

برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 22:03
نویسنده : رسول | بازدید : <-PostHit->

 

 

A: پيدايش يك سندروم مختص به ماده در نتيجه قطع و يا كاهش مصرف زياد و طولاني يك ماده.

B. سندروم مختص به ماده ناراحتي قابل ملاحظه از نظر باليني يا تخريب در عملكرد (اجتماعي، شغل) با ساير زمينه هاي مهم به وجود مي آورد.

C. علائم حاصل يك اختلال طبي كلي هستند و يك اختلال رواني ديگر توضيح بهتري براي آنها ارائه نمي كند. (كاپلان، جلد دوم).

وابستگي فيزيولوژيايي (Physiologidal):

بدان معنا است كه بدن فرد در نتيجه مصرف منظم يك ماده تغيير كرده است و غائب از طريق ايجاد تحمل نسبت به ماده ايجاد نشانه هاي مصرف ترك يا هر دوشان مي شود.

وابستگي روان شناختي:

كنترل آسيب ديده بر مصرف داروها بدون علائم فيزيولوژيايي و اعتياد در بر مي گيرد. وابستگي روان شناختي ممكن است در غياب وابستگي فيزيولوژيايي رخ بدهند. افراد ممكن است كنترل مصرف ماري جوانان را حتي اگر در صورت مصرف آنان نشانه هاي مرض تحمل يا ترك را ظاهر نسازند. برخي از داروها با وابستگي روان شناختي همراهند. ولي به طور قطعي وابستگي فيزيولوژيايي را نشان نداده اند. از جمله PCP (كاتاپيش).

چگونگي ايجاد وابستگي دارويي:

1-   آزمايش: در مرحله آزمايش، يا استفاده گاه گاهي دارو در مصرف كنندگان به طور موقت اصافي حزب حتي به صورت سرخرش ايجاد مي كند. مصرف كنندگان احساس كنترل داشتن بر مصرف آن مي كنند و عقيده دارند كه هر زمان كه بخواهند مي توانند آن را متوقف كنند.

2-   مصرف تنظيم: در خلال مرحله بعد كه دوره اي از مصرف منظم داروست، افراد ساختن فرد حول تعقيب و مصرف داروها آغاز مي كنند. انكار در اين مرحله نقش مهمي بازي مي كند، به طوريكه مصرف كنندگان پيامدهاي منفي رفتارشان را براي خود و ديگران پنهان مي كنند. ارزشها تغيير مي كند و آنچه قبلاً مهم بوده است مانند خانواده و كار به موضوعاتي كم ارزش تر از داروها تبديل مي شوند. با ادامه مصرف منظم دارو مشكل بالا مي گيرد. مصرف كنندگان بيشتر زمان خود را صرف داروهايشان مي كنند.

3-   اعتياد يا وابستگي: زمان مصرف تنظيم دارو تبديل به اعتياد يا وابستگي مي شود كه مصرف كنندگان براي مقاومت در برابر داروها احساس عجز كنند خواه به اين دليل كه مي خواهند تأثير آنها را تجربه كنند يا به دليل اجتناب از پيامدهاي ترك كردن آن (آزاد 1377)

لب شناسي:

1- عوامل اجتماعي و فرهنگي:

وابستگي به مواد انيوني محدود به طبقات پائين اجتماعي- اقتصادي نيست. هر چند ميزان بروز وابستگي در اين گروه ها از طبقات اجتماعي- اقتصادي بالاتر است. انواعي از عوامل اجتماعي وابسته به فقر بشري احتمالاً در وابستگي به مواد انيون دخلات دارند. حدود 50 درصد مصرف كننده هاي هروئين در شهرها كودكان تك والدي و يا والدين از هم جدا شده هستند. از خانواده هايي برآمده اند كه در آنها حداقل يك عضو مبتلا به اختلال مصرف مواد است.

برخي الگوهاي رفتاري سندروم رفتار هروئيني (heroin behavior syndrom) ناميده شده است. افسردگي زمينه اي غالباً از نوع تهيجي همراه با علائم اضطرابي، رفتار تكانشي يا گرايش        - مهاجم، ترس لز شكست، استفاده از مواد به عنوان ضد اضطراب براي پواشاندن احترام به نفس پائين، درماندگي و پرخاشگري ، استراتژيها و آگاهي عميق از رابطه احساس خوشي و مصرف دارو احساس ناتواني رفتاري تبديل مي گردد. اختلالات در روابط شخص و بين فردي باست ها كه تجارب مشترك داروئي موجب دوام آن مي گردد.

2- بيماري توأم

حدود 90 درصد افراد وابسته به مواد افيوني يك تشخيص روانپزشكي ديگر هم دارند. شايعترين تشخيص هاي روانپزشكي توأم عبارتند از اختلال افسردگي اساسي، اختلالات وابسته به آميل. اختلال شخصيت ضد اجتماعي و اختلالات اضطرابي حدود 15 درصد كساني كه وابستگي تركيبات ترياك دارند حداقل يك بار سعي كرده اند خود را بشكند.

3-عوامل زيست شناختي و ژنتيك:

فرد مبتلا به اختلال وابسته به مواد افيوني ممكن است كاهش فعاليت با منشاء ژنتيكي در سيستم افيوني داشته باشد. اين كاهش فعاليت ممكن است نتيجه كمتر بودن تعداد حساسيت كمتر گيرنده هاي افيوني به آزاد شدن كمتر مواد افيوني درونزاها يا غلظت بالاي انتاگونيت هاي فرضي مواد افيوني درونزا بوده باشد. همچنين ممكن است با كاركرد نابهنجار سيستم ناقل عصبي دوپافيزيك يا سيستم ناقل عصبي نورآدرنرژيك رابطه داشته باشند.


برچسب‌ها :

دوشنبه 12 شهريور 1397 - 18:08
قدرت گرفته از نیلوبلاگ